پیشرفتهای هستهاي ايران و ..............
یك دستگاه سانتريفيوژ آزمايشي برخلاف يك دستگاه سانتريفيوژ تجاري معمولا پياپي و با تمام ظرفيت كار نميكند و به جاي آن، تجهيزات غنيسازي سوخت راهنما براي عرضه يك بستر آزمايشي جهت توسعه فناوري سانتريفيوژ براي كاربري در مقياس صنعتي در نظر گرفته شده است. دستگاه غنيسازي سوخت تجاري كه اينك در نطنز در دست ساخت است، برخلاف دستگاه سانتريفيوژ آزمايشگاهي، طرحي بسيار گسترده تر است.
ايران در فوريه 2003 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اعلام كرد، در نظر دارد تا در اوايل سال 2005، نصب دستگاههاي سانتريفيوژ در ماشينهاي غنيسازي سوخت را آغاز كند و نيز مجموعا پنجاه هزار سانتريفيوژ مدل P-1 را براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين جهت تأمين سوخت رآكتور نيروي هستهاي نصب كند. بنا بر طرح موجود، قرار است تجهيزات نطنز در قالب قطعات مجزاي سه هزار ماشين، سازماندهي شوند كه مركب از چند آبشار كوچك مرتبط با يكديگر هستند كه براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين از مواد اوليه اورانيوم طبيعي طراحي شدهاند. طرح تجهيزات نطنز طبق اين برنامههاي اعلامشده براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين جهت تأمين نيازهاي سوختي سالانه راكتور بوشهر است. قرار است، همچنين آبشارهاي كوچك سانتريفيوژ در دو دالان كه هشت متر زيرزمين براي محفوظ ماندن از حملات هوايي احتمالي ساخته شدهاند، نگهداري شوند.نظر به تأخيرها در تكميل و راهاندازي دستگاه غنيسازي سوختي راهنما، ايران براي رسيدن به عمليات و فعاليتهاي كامل دستگاه غنيسازي سوخت، به سالهاي زيادي نياز دارد. بنابراين، چرخه غنيسازي سوخت نطنز در صورت عملياتي شدن ميتواند، تقريبا اورانيوم غنيشده سطح پايين براي تأمين سوخت سالانه نيروگاه هستهاي هزار مگاواتي بوشهر توليد كند كه برآورد ميشود، حدود 2 تن اورانيوم غنيشده سطح پايين در سال باشد. چنانچه ايران بخواهد به هدف اعلامشدهاش براي توليد 7000 مگاوات انرژي هستهاي (براي مثال؛ حدود هفت رآكتور نيروي هستهاي) تا پيش از سال 2021 برسد، به توانايي بسيار بيشتري براي غنيسازي نياز دارد. مقامات هستهاي ايران معتقدند، دستگاه غنيسازي سوخت براي يك نيروگاه انرژي منفرد صرفه اقتصادي ندارد، زيرا خريد خدمات غنيسازي از يك فروشنده خارجي ارزانتر خواهد بود، اما آنان بر اين باورند، چنانچه ايران دوازده نيروگاه هستهاي يا تعداد بيشتري راهاندازي كند، آنگاه غنيسازي در داخل ايران صرفه اقتصادي خواهد داشت. مضافا اينكه مقامات ايراني ميگويند، كه ايران نميتواند براي غنيسازي و ساخت و تهيه سوخت به منابع خارجي وابسته باشد، زيرا ممكن است به خاطر محدوديتهاي ناشي از مسائل سياسي آسيبپذير باشد.

سانتريفيوژهای P-2
آژانس بينالمللي انرژي اتمي ضمن بررسي اسناد به منظور تشخيص صحت و سقم اعلاميه ايران مورخ اكتبر 2003 درخصوص برنامه غنيسازي سانتريفيوژ P-1 به مدركي دست يافت كه نشان ميداد، ايران به يك دستگاه سانتريفيوژ پيشرفتهتر به نام P-2 دست يافته كه ساخت پاكستان است و با الهام از دستگاه سانتريفيوژ آلماني موسوم به G-2 ـ كه توسط كنسرسيوم سانتريفيوژ اروپايي (Urenco) در دهه 1970 توليد گرديده ـ ساخته شده است. ماشين سانتريفيوژ P-2 يك متر طول و 145 ميليمتر قطر دارد و داراي دو بخش لولههاي (پروانهها) فولادي سخت بوده كه با انبان باد فولادي مرتبط است. چون لولههاي (پروانهها) فولادي سخت، سريعتر از لولههاي آلومينيومي ميچرخند، ظرفيت دستگاه سانتريفيوژ P-2، بيش از دو برابر توان واحدهاي كاري تفكيككننده فعاليت دارد. پاكستان پس از دستيابي به مواد و تخصص لازم جهت توليد و راهاندازي دستگاههاي سانتريفيوژ P-2 تدريجا برنامه خود براي توليد دستگاههاي سانتريفيوژ P-1 را از طريق شبكه خان به ايران فرستاد. اعلاميه ايران مورخ اكتبر 2003 اشارهاي به هيچ يك از تحقيقات درخصوص دستگاههاي سانتريفيوژ P-2 نداشت. به هر حال، ايران در پاسخ به پرسشهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در ژانويه 2004، پذيرفت كه در سال 1995 مبادرت به خريد اطلاعات مربوط به طراحي دستگاه سانتريفيوژ P-2 از شبكه عبدالقديرخان کرده است، ولي اعلام كرد كه تا سال 2003، هيچ فعاليتي براي توسعه و توليد درخصوص اين دستگاه سانتريفيوژ انجام نداده، زيرا برنامه مرتبط با سانتريفيوژ P-1 براي اين كشور اولويت بالايي داشته است.
ايران تهيه دستگاههاي سانتريفيوژ P-2 و قطعات آن از منابع خارجي را تكذيب كرد. سازمان انرژي هستهاي ايران در مارس 2002 اعلام نمود كه يك شركت پيمانكار خصوصي مقيم تهران را براي انجام آزمايشهاي مكانيكي روي لولههاي (پروانهها) چرخان ساخت ايران را استخدام كرده تا به اين وسيله ثابت كند كه در اين آزمايشها از مواد هستهاي استفاده نشده است. مالك شركت پيمانكار مزبور در مصاحبه با آژانس بينالمللي انرژي اتمي گفت كه وي تصميم گرفته بود، از لولههاي چرخان (پروانهها) كه از تركيب كربن ساخته شده بودند، استفاده كند، زيرا وي معتقد بود ساخت لولههاي چرخان (پروانهها) فولادي سخت، بسيار دشوار است. بنا بر اعلام ايران، اين شركت پيمانكار بين ماههاي مارس و ژوئن 2003، هفت لوله چرخان (پروانه) تغييريافته ساخت و چند آزمايش مكانيكي انجام داد و به اين شكل، قطعات و تجهيزات تهيهشده به شركت پارستراش در تهران فرستاده شدند. كارشناسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي با بدبيني اظهار داشتند كه آزمايش لولههاي چرخان (پروانهها) خيلي سريع و پيش از اينكه قطعات تخصصي در آنها به كار گرفته شود، انجام شده است. ايران در ماه مي سال 2004 پذيرفت، شركتي كه طرف قرارداد مربوط به كار روي دستگاه سانتريفيوژ P-2 بود، چند آهنربا براي استفاده در سانتريفيوژها از منابع آسيايي خريداري كرده و خواستار سفارش خريد براي چهار هزار آهنربا بوده است. ايران همچنين برخلاف اظهارات قبلي خود اعلام كرد كه لولههاي چرخان (پروانهها) تركيبي، درواقع در يك كارگاه آموزشي در سازمان صنايع دفاع ـ كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي در ماه مي سال 2004 از آن بازديد كرد ـ ساخته شده بودند.
به هر حال، به رغم اتهاماتي كه گروهک منافقین مطرح كردهاند، آژانس بينالمللي انرژي اتمي، صرفنظر از شركت كالاي برق و نطنز، هيچگونه تجهيزات سانتريفيوژ اعلامنشده ديگر نيافته است.
براي نمونه گروهک منافقین در ماه جولاي سال 2003، سه محل را در مجتمع صنعتي كلاهدوز و نزديك به آن ـ كه در 14 كيلومتري غرب تهران قرار دارد ـ معرفي و ادعا كرد كه ايران در اين محلها، مواد سانتريفيوژ پنهان ميكند و در حال تأسيس تجهيزات سانتريفيوژ سري براي تكميل فعاليتهاي هستهاي نطنز و عرضه خدمات پشتيباني است تا در صورت خرابي در نطنز، آن را بازسازي كند. در اكتبر سال 2003، آژانس بينالمللي انرژي اتمي سه محل نام برده را مورد بازديد قرار داد، ولي هيچ نشانهاي از فعاليتي كه مستقيما با غنيسازي با نمونههاي مواد هستهاي مرتبط باشد، نيافت. آژانس بينالمللي انرژي اتمي همچنين خواستار دريافت اطلاعاتي درخصوص تلاشهاي مركز تحقيق فيزيك وابسته به وزارت دفاع ايران شده كه براي دستيابي به تجهيزات و مواد با كاربرد دوگانه ـ كه ممكن است در فعاليتهاي تبديل و غنيسازي استفاده شوند ـ انجام ميگيرند. در ژوئن 2004، آژانس بينالمللي انرژي اتمي مقرهاي سابق مركز مزبور را كه در لويزان ـ شيان قرار دارند و گروهک منافقین در ماه مي سال 2003، ادعا كرد، با تحقيقات و توسعه سلاحهاي بيولوژيك مرتبط بود، مورد بازديد قرار داد.به هر حال وقتي بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي به محل يادشده رسيدند، متوجه شدند كه همه ساختمانها به كلي از روي زمين محو شدهاند و يك لايه از زمين در آن منطقه برداشته شده بود. بنا بر اطلاع ايران، مركز تحقيق فيزيك در سالهاي 1988 تا 1998، در مقر مزبور، تحقيق دفاع هستهاي انجام داده و پس از آن، نام اين مركز به مركز مطالعه بيولوژيك تغيير يافت و به اين ترتيب، مسئوليت تحقيق و توسعه بيولوژيك را بر عهده گرفته است. به هر حال مقامات ايراني گفتهاند كه پس از بروز اختلاف بين شهرداري تهران و وزارت دفاع درخصوص املاك و زمينهاي مقر مزبور، وزارت دفاع موافقت كرده بود كه اين زمينها را پس از تخريب كامل ساختمانهاي آن براي احداث يك پارك به شهرداري تهران بدهد. ايران انجام هرگونه فعاليت تحقيقي مرتبط با مواد هستهاي در مقر فوق را تكذيب كرد. آژانس بينالمللي انرژي اتمي، نمونهبرداريهاي گياهي و خاكي را كه در مقر لويزان ـ شيان انجام شده بود تجزيه و تحليل كرد، ولي هيچ نشانهاي از مواد هستهاي در آن نيافت. گروهک منافقین در نوامبر 2004 مدعي شد كه فعاليتهاي مركز تحقيق فيزيك به جايگاه جديدي در منطقه لويزان در تهران منتقل شده و نام آن به «مركز آمادگي و فناوري دفاعي مدرن» تغيير يافته است.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي، همچنان با كنجكاوي ميخواهد بداند كه آيا ممكن است ايران در حال محدودسازي فعاليتهايش در رابطه با سانتريفيوژهاي P-2 باشد يا خير، چراكه سانتريفيوژ P-2 در اعلاميه كامل ايران مورخ اكتبر 2003، ذكر نشده بود و نيز به اين دليل كه ايران بعدا صحنه را تغيير داد و مشخص نشد، آيا قطعات سانتريفيوژ P-2 را وارد كرده يا خير و نيز محل ساخت لولههاي چرخان (پروانهها) آزمايشي مشخص نيست، لذا آژانس بينالمللي انرژي اتمي هنوز به دليل نداشتن اطلاع كامل از موضوع و فعاليتهاي ايران ناخرسند است.
اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند ، واقعیتها را تغییر بده. ((البرت اینشتین))